بسمه تعالي
سلام بر محبوب دلها، مطلوب دیده ها، مقصود عالمیان ،سلام بر جانها، طراوت هستی، شادابی بخش روزگاران ،سلام بر امام عالَم و آدم، مولای انس و جان، یکتا نگار جهان ،سلام بر امید زندگی و مایه حیات ،سلام بر مهدی، آنکه نام دلنشینش جان را معطر می کند و یاد دل انگیزش روح را طراوت می بخشد.
جلسه انجمن ادبي سروش ،عصر جمعه مورخه 2/7/89درهفته دفاع مقدس ، با حضور جمعي از اعضاي فعال انجمن درمحل كتابخانه قائم (عج) قباق تپه برگزار شد. دراين جلسه ابتدا تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد قرائت شدو در مورد جلسات انجمن بحث وبررسي شد .آقاي رسولي درمورد شعر مطالبي را براي حاضرين تدريس داد.درادامه جناب آقاي دكتر بهرامي شعري از حافظ را قرائت نمودند واز دست اندر كاران واعضاي انجمن كه در مورد روز پزشك عصر شعر برگزار كرده بودند تقدير وتشكر نمودند واين عصر شعر را كاري بس شايسته وماندگار ياد كردند..درادامه خانم بدري وآقاي مولايي تازه سروده هاي خود را براي حاضرين قرائت نمودند.ومورد نقد وبررسي قرار گرفت . درپايان توسط يكي اعضا، از حضار پذيرايي بعمل آمد.دراين جلسه تعداد 12نفر از اعضاي فعال انجمن شركت داشتند.

با سلام
حافظ:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا...
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را.......
مجادله در ادبیات بر سر یک خال
حکایت دعوا بر سر < خال > از زمان خواجه حافظ شیرازی آغاز گردید و تا زمان معاصر ما کشیده شد ! داستان با بیتی از اشعار حافظ شروع گردید . سپس صائب تبریزی در سالهایی بعد بگونه ای انتقادی و با الگو برداری از اصل شعر حافظ را محکوم به اشتباهش کرد و نهایتا شهریار پاسخی زیبا و شنیدنی برای صائب تبریزی سرود
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
فاطمه دریایی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورده دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟
رند:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
بهایش هم بباید او ببخشد کل دنیا را
مگر من مغز خر خوردم در این آشفته بازاری
که او دل را به دست آرد ببخشم من بخارا را ؟
نه چون صائب ببخشم من سر و دست و تن و پا را
و نه چون شهریارانم ببخشم روح و اجزا را
که این دل در وجود ما خدا داند که می ارزد
هزاران ترک شیراز و هزاران عشق زیبا را
ولی گر ترک شیرازی دهد دل را به دست ما
در آن دم نیز شاید ما ببخشیمش بخارا را
که ما ترکیم و تبریزی نه شیرازی شود چون ما
به تبریزی همه بخشند سمرقند و بخارا را
و سالیان سال بعد یکی از شاعران کوچه و بازار زیر لب گفت:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم یه من کشک و دو من قارا
سر و دست و تن و پا را ز خاک گور می دانیم
زمال غیر می دانیم سمرقند و بخارا را
و عزرائیل ز ما گیرد تمام روح و اجزا را
چه خوشتر می توان باشد؟؟ ز آن کشک و دو من قارا؟
اما داستان باز هم ادامه یافت
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سریر روح ارواح را
مگر آن ترک شیرازی طمع کار است و بی چیز است؟
که حافظ بخشدش او را سمرقند و بخارا را
کسی که دل بدست آرد که محتاج بدنها نیست
که صایب بخشدش او را سرو دست و تن و پا را
و نهایتا به این شعر میرسیم که با کمی تغییر در وزن. حافظ را مسؤل تمام این دعاوی میداند:
چنان بخشیده حافظ جان! سمرقند و بخارا را
که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آنها را
از آن پس بر سر پاسخ به این ولخرجی حافظ
میان شاعران بنگر فغان و جیغ دعوا را
وجود او معمایی است پر از افسانه و افسون
ببین! خود با چنین بخشش معما در معما را
هر آن کس چیز می بخشد، به لطف خویش می بخشد
یکی جان و یکی روحش، یکی دیگر بخارا را
یکی شاید ندارد چیزی و هیچ اش نمی بخشد
یکی چون من نه می بخشد، نه می خواهد که بخشیدن
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش این من، نه می بخشم، نه خواهم خواست بخشیدن
هر انکس چیز می بخشد، ز درک خویش می بخشد،
یکی جان و یکی روح و دیگر هیچ می بخشد.
یکی از بخشش عریان است و ان دیگر به عصیان است،
و هرکس از برای دل دوصد بس بیش می بخشد.
اگر ان ترک شیرازی، دلی را دست اوردی،
تو عنوان دان که او هم نیز، یکی ناچیز می بخشد.
و ما نیز گوئیم :
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سه من قند و دو خرما را...!!!
طلائی حاتم